خرید بک لینک

بهترین بی خیالی ؛ فراموشی است.

وقتی یادتان نباشد ..آرامشی به عمق نسیان شما را بغل می گیرد . آن چنان در آغوشش فشارتان می

فراموشی

دهد که خواب تان می آید.

باید خیلی چیزها را .. داد دست قرمز.

پا شد؛ دو سه ساندویچ گرفت ؛ رفت سعد آباد.

روی نیمکتی نشست و پتوی سربازی قدیمی را دو لا کرد ..

برای نشستن .. روی پا انداختن ...

و نشست به هوای اذان, از آن دورها..با اشتهای وحشی خورد.

دیروز رفتم سعد آباد... پتو انداختم نیمکتی و ... .

بعد زل زدم به گنجشک های تپلی که سینه داده بودند جلو ...

برای هم روی شاخه ها...

باله می رفتند...

کمر ناز میکردند...

لب میزدند ... .

کله را سبک باید کرد.

... ببینی هم ..

یادت نیاید.

چارشنبه دوازدهم آذر ماه هزار و چهارصد و چهار

برچسب: نویسنده: نیکان خلیلی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 14:06

صفحه بندی